جمعيت اسلاو اين سوي كوه‌هاي آلپ به بردگي فروخته شدند، جز در آلمان‌، برده‌داري وسعت‌ زيادي يافت‌. جز آن استثناي بزرگ‌، برده‌داري در اروپاي غربي كاهش مي‌يافت‌، تا آن كه ماهيتش‌ تدريجاً عوض شد. برده‌داري تقريباً يكسره روستايي شد و بقاياي بردگان و رعايا منحصر به‌ اراضي كليساها شدند. از نظر دين محض ظاهراً كليسا تفاوت زيادي ميان بردگان و افراد آزاد قائل‌ نبود؛ در آخرت اين تمايز يكباره محو مي‌شد، ولي در دنياي فعلي برده هم‌چنان برده بود. كليسا بينوايي آنان را تخفيف مي‌داد بدون آن كه كاري براي رفع آن بكند. در واقع‌، كليسا خود برده‌هاي‌ زيادي داشت‌، و عجيب آن كه اينان ديرتر از همه آزاد شدند؛ بسياري از اين آزادي‌ها با وصيت‌ مالكان بردگان صورت گرفت‌، ولي كليسا نمرد! از نظر روشن شدن فكر خواننده مايلم اشاره كنم‌ كه بسياري از موارد آزادي بردگان ناشي از نفوذ دين بود. از نظر بردگي‌، اعضاي كليسا هميشه بهتر از اصول نظري آن عمل مي‌كردند. در مورد قديس توما هم‌، چنين بود. او از خيرخواه‌ترين مردم‌ بود، ولي حتي اين واقعيت كه روح برده جاوداني است‌، ماهيت واقعي بردگي را در نظر او تغيير نمي‌داد: برده هم مانند چيزهاي ديگر بخشي از دارايي بود كه تصرف آن بدون رضايت صاحبش‌ جايز نبود.
عقيده‌ٴ قديس توما در مورد تجارت هم براي اذهان امروزي به همان اندازه عجيب و برخورنده است‌. علي‌ٰرغم رشد روزافزون فعاليت بازرگاني كه او شاهد آن بود، و پيش‌رفت‌ اجتماعي و معنوي مشهودي كه موجب مي‌شد، اصرار داشت تجارت را زشت و پليد شمارد، و وام با ربح را در برابر وام بدون ربح مطلقاً نفي مي‌كرد. اگر قديس توما به خاطر عقايدش در زمينه‌ٴ جامعه و حكومت در خور تحسين كامل است‌، به خاطر سوء برداشت عميقش در مورد تجارت‌، شايسته‌ٴ سرزنش خواهد بود. در سايه‌ٴ شخصيت نافذ وي‌، مخالفت كليسا با تجارت‌، حتي با مشروع‌ترين نوع آن‌، ادامه يافت‌؛ معاملات پولي كلاً در اختيار يهود قرار گرفت و ميزان بدبيني‌ عمومي نسبت به يهوديان فزوني يافت‌. بي‌شك در غوغاي تجارت سده‌ٴ سيزدهم‌، اين افكار موهوم درباره‌ٴ تجارت اغلب مورد بي‌اعتنايي بازرگانان قرار مي‌گرفت‌؛1 با اين همه‌، ميزان‌ مخالفتي كه برمي‌انگيخت ناچيز نبود.
اين عقايد مربوط به برده‌داري و پول كاملاً عجيب است‌، به‌ويژه وقتي كه از جانب بزرگ‌ترين‌ فيلسوف مسيحي‌، و سخنگوي فلسفي كليسا تا به امروز، گفته شود. تصور اين امر دشوار است‌


1. البته راه‌هاي متعددي براي قرض دادن پول بدون دريافت ربح‌، ولي نه بدون منافع‌، وجود داشت‌. درباره‌ٴ عقايد عامه در اين باره پيش از عصر قديس توما   ¿Le livre des manières منسوب به استفان فوژري اسقف ران (وفات‌: 1178).

  (Ch. V. Langlois,  La vie en France au Moyen age d'apres les moralistes du temps, (2d. ed. 12, p. 16, Paris 1926